حدیثحدیث، تا این لحظه: 17 سال و 1 ماه و 23 روز سن داره

مامان منتظر فرشته

ماه تلخ وسرد بهمن

سلام دخترگلم ماه بهمن اومد ماهی که برامن تموم ماهای سالو خراب کرد ماهی که طاقت خوشبختی منو نداشت حدیثم مادرم شیرینم عروسکم درست بعداین عکسات بود که رفتیومنو تنها گذاشتی خونه مامان فاطمه بودیم هرچی باهات حرف میزدن هیچ عکس العملی نشون نمیدادی دورت بگردم همش مثل عکست تو فکر بودی میدونستی که داری میری مامانی؟چراپیش خدانگفتی مامانم نمیتونه دوریمو تحمل کنه چرا نگفتی بابام کمرش میشکنه چرانگفتی اطرافیان ازرفتن من پیروشکسته میشن اگه اینارومیگفتی شاید خدا نمیبردت شایدنه حتما چون تو فرشته پاک خدابودی هرچی میگفتی به حرفات گوش میکرد آرامشم بودی بارفتنت تموم آرامش زندگی منو باخودت  بردی نفسم بودی بارفتنت نفسامم میگیرن....... حا...
8 بهمن 1390

یاامام حسن مجتبی یاحضرت محمد

سلام دخترک نازم امروزشهادت امام حسن مجتبی(ع) باحضرت محمد(ص) هستش میدونم که توالان پیش اونایی پس مامانی توازشون بخواه که دوباره فرشته ای مثل تو بهم بدن آخه شیرینکم من پرازگناهم دستام آلوده هستش ازشون بخواه بهشون بگو مامانم دیگه خسته شده تحمل دوری منونداره بابام همش منتظره  توکه بگی اونا گوش میکنن من که میگم صدام نمیرسه دخترقشنگم بدون همیشه به یادتم واگه خواهربرادری برای توبیاد قرارنیست تورو حتی برایه لحظه فراموش کنم دوستانی که پرسیدن حدیثم مشکلش چی بوده براثرعفونت ریه پرکشید ودکترای ........ نمیدونم چی بگم نفهمیدنو بعددوهفته ای که توبیمارستان بستری بود باتنی پراز زخم ودرد دخترم پرکشید به سوی آفریدگارش وای ...
2 بهمن 1390

مهمون جدیدحدیثم

انار فرشته ای دیگر ازفرشته های خدا سلام فرشته کوچولو امشب اومدم بگم یه فرشته کوچولو به اسم انارپرکشیده به سوی آسمونا پیش تو مامان هواشو داشته باش تنش پرزخمه مثل خودت مامانی اون خیلی درد کشیده مثل خودت مامانی اونم ازاین دنیا سیر شده بود مثل خودتتتتتتتت حدیثم تومیدونی الان مامانش چی میکشه منم میدونم الان مامانش چی میکشه واین صحبتم باخداست خدای مهربون خدای بزرگ خدایی که همه از خوبیت میگن شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتت ولی خدایاایناروکه میبینم دلم میریزه میگم خداکجا سرش گرمه که مارو نمیبینه فقط خدایا یه کم جا شکرتم برامون جا بزاررررررررر ...
30 دی 1390

یاس من

در حضور خار ها هم میشود یک یاس بود در هیاهوی مترسک ها پر از احساس بود می شود حـتی برای دیــــــــدن پروانه ها شیشه های مات یک متروکه را الماس بود کاش میشد ، حرفی از "کاش میشد" هم نبود ...هرچه بود احساس بود و عشق بود و یاس بود ...
20 دی 1390

هیچی

از لحظه ای که رفته ای هنوز در عجبم که چطور تمام دنیای مرا در چمدانت جای دادی و با خودت بردی؟؟؟!!! عیبی ندارد برای با تو بودن تا قیامت صبر می کنم عزیزم هنوزم منتظرم امروز اومدم بهت بگم دیگه ناشکری نمیکنم تا هرموقع خدا خواست فرشته ای مثل توبهم بده بدون دوستت دارم خیلی زیاد خدایا صبرمیکنم میدونم دوباره منو خوشحال میکنی دوستت دارممم خدایاشکرت که من مادرچنین فرشته ای بودم ودوباره ام خواهم بود چون تومهربونی خداجونم ...
17 دی 1390

تشکرازدوستان

سلام فرشته نازم مامانی من بیمعرفت نیستما خودتم اینو میدونی راستش چی بیام بگم بگم دلتنگتم بگم منتظرتم بگم دارم ازدوریت دق میکنم بگم بگم بگمممممممم دخترقشگم نازنینم میخوام از همه دوستایی که میان به وب ما سرمیزنن تشکر کنم قربونتون برم انشاله اینچیزی که خدا برا منو فرشتم خواست برا هیچ کس نخواد ولی خیلی سخته یه مادر جنینشو تو 6 هفتگیش که هنوز تودلشه سقط میکنه چی میکشه من که بچمو تو 6ماهگی ازدست دادم جلوی چشمم پرپر شد چی کشیدم به قول یکی ازدوستان که به وبلاگ فرشتم سر زده بود : خدایا صبر زینبو بهم بده عزیزم اینجا تازه از مراسم علی اصغر اومده بودیم فدای دوچشمت بشه مامانت ...
10 دی 1390

السلام علیک یا اباعبدالله

سلام حدیثم هیچ چیزی برای گفتن ندارم جز دلتنگی مامانی ماه محرم آمد یادته؟؟؟  ماهی که علی اصغر شش ماه اما حسین به شهادت رسید عشق زندگیم محرم 88 بود که تو پیشم بودی یادته؟؟؟ همایش علی اصغر یادته؟؟؟ گریه کردنو زجه زدنهای منو یادته؟؟؟ سلامتیه تورو از حضرت علی اصغر خواستم یادته ؟؟؟ ودوماه از محرم نگذشته بود که اومد بادستای کوچولوش دستاتو گرفتو ............... یادته؟؟؟ والان محرم سال 90 من با غم کهنه غم یتیمی که سه سالم بیشتر نبود مثل رقیه (ع) و غم تو که هیچ وقت از یادم نمیره غم از دست دادن طفل شیرخواره مثل رباب این عکس محرم 88 که تو بغل بابایی هستی داری میری برا عزاداری امام ...
10 آذر 1390